تبليغاتX
ALONE BOY
love can be for you a die

چون به غروب خورشيد ميرسداين آسمان

ستاره هاى غمت ميكشداين دل من

تابه زبان نيايدمحبت از جان,دربرت

نگيردآرام دل اى به فداى تومن
درطلبت,روزوشب رفت زيادمن باز
ترسم روى زپيشم اى ... جان من

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:11  توسط mohammad kazem  | 

معلمي با جعبه‌اي در دست وارد كلاس شد و جعبه را روي ميز گذاشت. بدون هيچ كلمه‌اي، يك ظرف شيشه‌اي بزرگ و چند سنگ بزرگ از داخل جعبه برداشت و تا جايي كه ظرف گنجايش داشت سنگ بزرگ داخل ظرف گذاشت.

سپس از شاگردان خود پرسيد: آيا اين ظرف پر است؟

همه شاگردان گفتند: بله.

سپس معلم مقداري سنگ‌ريزه از داخل جعبه برداشت و آنها را به داخل ظرف ريخت و ظرف را به آرامي تكان داد. سنگ‌ريزه‌ها در بين مناطق باز بين سنگ هاي بزرگ قرار گرفتند. اين كار را تكرار كرد تا ديگر سنگ‌ريزه‌اي جا نشود.

 وباره از شاگردان پرسيد: آيا ظرف پر است؟

 اگردان با تعجب گفتند: بله.

 وباره معلم ظرفي از شن را از داخل جعبه بيرون آورد و داخل ظرف شيشه اي ريخت و ماسه‌ها همه جاهاي خالي را پر كردند.

معلم يكبار ديگر پرسيد: آيا ظرف پر است؟ و شاگردان يكصدا گفتند: بله.

 علم يك بطري آب از داخل جعبه بيرون آورد و روي همه محتويات داخل ظرف شيشه‌اي خالي كرد و گفت: حالا ظرف پر است.

سپس پرسيد: مي‌دانيد مفهوم اين نمايش چيست؟

  گفت: اين شيشه و محتويات آن نمايي از زندگي شماست. اگر سنگ هاي بزرگ را اول نگذاريد، هيچ وقت فرصت پرداختن به آن ها را نخواهيد يافت. سنگهاي بزرگ مهم‌ترين چيزها در زندگي شما هستند؛ خدايتان، خانواده‌تان، فرزندانتان، سلامتي‌تان، دوستانتان و مهم‌ترين علايق‌تان. چيزهايي كه اگر همه چيزهاي ديگر نباشند ولي اين‌ها باقي بمانند، باز زندگي‌تان پاي برجا خواهد بود. به ياد داشته باشيد كه ابتدا اين سنگ ها ي بزرگ را بگذاريد، در غير اين صورت هيچ گاه به آنها دست نخواهيد يافت. اما سنگ‌ريزه‌ها ساير چيزهاي قابل اهميت هستند مثل تحصيل، كار، خانه و ماشين‌. شن‌ها هم ساير چيزها هستند؛ مسايل خيلي ساده.

معلم ادامه داد: اگر با كارهاي كوچك (شن و آب) خود را خسته كنيد، زندگي خود را با كارهاي كوچكي كه اهميت زيادي ندارند پر مي كنيد و هيچ گاه وقت كافي و مفيد براي كارهاي بزرگ و مهم (سنگ هاي بزرگ) نخواهيد داشت. اول سنگ‌هاي بزرگ را در نظر داشته باشيد، چيزهايي كه واقعاً برايتان اهميت دارند.


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 20:41  توسط mohammad kazem  | 

ما بيابان زدگانيم در اين دام بلاخيز

چون مست ندانيم به کجا امده وره به چه داريم

چون مرگ شودهمدم ما دراين دام بلا خيز
انگه به هوش امده واخر کاريم

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 20:39  توسط mohammad kazem  | 

سلام

من محمدهستم.قصدمم از زدن این وبلاگ نوشتن شعرام و سرگذشتم و خاطراتم.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 20:37  توسط mohammad kazem